زنجیره وبلاگی فجرآفرینان **طلاییه**
**طلاییه**
طلاییه را معدن طلای بهشت میدانم چرا که رسیدن و سکنی گزیدن در بهشت بها میخواهد و بهای بهشت در طلائیه نهاده شده است
بیانیه زنجیره فجرآفرینان ؛ جبهه وبلاگی غدیر»

دوستان وبلاگ نویس  این بیانیه رادر وبلاگها ی خود منتشر نمایند

بیانیه زنجیره فجرآفرینان ؛ جبهه وبلاگی غدیر

"براى اینکه جمهورى اسلامى را شکست بدهند! بودجه تصویب میکنند که از طریق اینترنت، انقلاب ایران را از بین ببرند؛ جمهورى اسلامى را سرنگون کنند! ببینید چقدر این دشمن، دشمن درمانده‌اى است" (رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن -( 06/11/1388)
 با سلام و هزاران صلوات نثار ارواح طیبه شهدا و امام شهدا معمار برحق انقلاب اسلامی وبا  تبریک و شاد باش ایام دهه پر فروغ و حماسی فجرانقلاب اسلامی ایران.
با گذشت سه دهه از پیروزی انقلاب اسلامی که با مجاهده و مبارزه فرزندان مومن برای بدست آوردن حقوق معنوی، رواج ارزشهای بلندالهی، انسانی؛ زمینه سازی عدالت‌گستری، و کفر و ستم ستیزی، رواج ایمان ودست یابی به ازادی وخدا باوری در دوران سخت ستم شاهی  و حکومت سلاطین ظلم و جور در 22 بهمن سال 57 اتفاق افتاد، با یک نگاه و کنکاش عمیق می توان دریافت که  بزرگترین عامل رسیدن به این پیروزی، ولایت پذیری مردم مومن و خدا جو  و نقش رهبری و هدایت و سکانداری مقام ولایت امام خمینی قدس سره بوده است.
پس از امام راحل با رهبری و بصیرت و هدایت مقام عظمی ولایت دو دهه این کشتی  سوار بر امواج طغیانگر توانسته است مسیر سخت و دشوار را به سلامت طی کند و دشمنان را در طی این مدت خوار و ذلیل و ناتوان نماید.
سی سال ازپس از انقلاب با شکوه اسلامی ایران  و  کوهی از دست آوردهای بزرگ که ثمره رهبریت امام خمینی قدس سره و فداکاریهای شهدا و علمداری مقام معظم رهبری که خود دو دهه متوالی با علم و درایت و بصیرت توانست صورت شکیل انقلاب اسلامی و نظام مقدس  جمهوری اسلامی را بر همگان تجلی بخشد و چشمان  آزادگان ومظلومین  را به سوی خود معطوف نماید، می گذرد و این خود بزرگترین افتخاری است که بر پیشانی نظام ما نقش بسته است.
بارها و بارها دشمنان ما از این عزت وحشت کردند  و دست به کار شدند تا چهره مخدوشی از این انقلاب را  به جهانیان نشان دهند  اما هر بار به شکست و خفت مبتلا شدند. در این میان بودند افرادی که تحت تاثیر این فریب و نیرنگ ها و وعده های پوچ قرار گرفتند و از مسیر اصلی و درست دور گشتند و فتنه انگیزی دشمنان جز خواری و ذلت و از بین رفتن عزت آنها در بین مردم،  چیزی در پی نداشت.
اکنون که دشمنان کوردل زبون نظام در فضای سایبری می کوشند تا آرامش داخل کشور را با توطئه‌هایشان بر هم بزنند ما سربازان ولایت حاضر در عرصه سایبری اعلام میکنیم که با تمام وجود ایستاده ایم تا این توطئه را نیز چون گذشته پاسخ قاطع و در خور نظام جمهوری اسلامی ایران بدهیم و به یاری و مدد الهی و همت عزیزان دست به قلم و ولایتمدار عرصه را بر دشمنان تنگ کنیم.
گر چه تشخیص دشمن از دوست در این فضا دشوار تر از فضای حقیقی است لذا بر آن شدیم تابه کمک و همت عزیزان جهادگر و تلاشگر در این میدان مبارزه جانانه ای صورت دهیم ، به طوری که دشمنان با دیدن این وحدت و تعامل و انسجام به وحشت و دریوزه گی افتاده اند.
دشمنان اکنون دست به هر کاری می زنند تا چهره منفورشان را در پیشگاه جهانیان مظلوم جلوه دهند  و همواره در پر کردن خلع مستند و حقیقت نگاری که هرگز نداشتند به شایعه و دروغ پراکنی و مقدس نمایی بپردازند که این خود باعث گردید تا چهره زشت و شیطانی دشمن بار دیگر اشکار تر گردد . پرداخت هزینه های کلان برای مخدوش کردن چهره و صورت انقلاب در زمینه سایبری خود یک گواه دیگر در زبونی ایشان است.
به فرموده رهبر معظم انقلاب که در دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن (06/11/1388) فرمودند:
"اینجور است که دشمنان بین‌المللى ما این جنجالها را راه مى‌اندازند، براى اینکه جمهورى اسلامى را وادار کنند به باج‌دهى؛ مثل خیلى از دولتهائى که بمجردى که یک خطرى احساس میکنند، میروند در مقابل ارباب بزرگتر، حاضر میشوند باج بدهند؛ باج پولى بدهند، باج سیاسى بدهند. امام باج نداد - این را همه بدانند - ما هم به هیچ کس از طرف ملت ایران و از طرف خودمان باج نخواهیم داد."
ما امروز با قاطعیت اعلام می کنیم که هر گز تن به ذلت نخواهیم داد  چنانکه پداران و مادران ما بر سر عهد و پیمان خویش ماندند و جان دادند و هر گز تن به ذلت نداند و نهایتا پیروز میدان شدند.آری علمی را که سید الشهدا در کربلا برای ما به جای گذاشت اکنون بر دوش می گیریم و بر فرمان مقتدایمام جان را ودیعه می گذاریم.  البته دشمن با ضرب شست جانانه ای که از سوی ملت و دولت سختکوش و ولایتمدار دیده است که خود  شکستی غیر قابل جبران است و باید به دشمنان حق داد که  اینگونه از پیشرفتهای علمی و فرهنگی و اجتماعی اقتصادی ما عصبانی باشند .
با نگاهی به فرمایشات رهبر عالیقدر و معزز انقلاب میتوان به حساسیت و اهمیت موضوع پی بردو احسا س مسئولیت در این باره را در یافت.چنانچه ایشان فرموده اند:
"آنچه که براى ما لازم است، این است که آحاد مردم، مسئولین، غیر مسئولین،بخصوص جوانها، بخصوص کسانى که سخن و حرفشان تأثیر دارد، احساس مسئولیت حضور در صحنه را از دست ندهند. هیچ کس نگوید من تکلیفى ندارم، من مسئولیتى ندارم؛ همه مسئولند."
(رهبر معظم انقلاب در دیدار مردم مازندران در سالگرد حماسه 6 بهمن- (06/11/1388)
 جبهه وبلاگی غدیر و همه حامیان و اعضاء این جبهه با گرامیداشت یوم الله 22 بهمن اعلام می دارد که  برای پیمان مجدد با ولایت و رهبری،  وتجدید عهد با شهیدان و امام شهیدان در صحنه  حاضر خواهد بود و این روز بزرگ را باردیگر نقطعه عطفی برای نابودی فتنه جویان در عرصه سیاسی ,اجتماعی و فرهنگی کشور دانسته وهمراه  با همه مردم مسلمان ایران و ایرانیان ازاده همچنان در صحنه حاضر خواهد بود. چرا که ایمان ما بر این استوار است که همواره اعتقاد به ولایت مطلقه فقیه, ایمان به در راس بودن و بزرگداشت ارزشهای انقلاب اسلامی رمز پایداری و ماندگاری انقلاب عزیز و شکوهمند اسلامی می باشد.
بی شک دشمنان بار دیگر درس بزرگی در این روز از ملت قهرمان ایران خواهند گرفت و مهر باطل شد دیگری بر تارک فتنه انگیزان و معاندان خواهد خورد .ان شا ءالله تعالی
والسلام‌علیکم و رحمه‌ا...
قرار ما در روز 22 بهمن در راهپیمایی عظیم مردمی در سراسر کشور؛و به روز رسانی وبلاگها با انتشار عکس و اسلاید و خاطرات زیبا و غرور آفرین از روز 22 بهمن


نویسنده فاطمه موسوی ساعت 02:18 تاریخ 19 بهمن 1388
[نظرات 0]

سالروز شهادت ویک صد خاطره از شهید زین الدین /بخش دوم



51) سال شصت و سه بود. توی انرژی اتمی، آموزش می دیدیم. بعد از یک مدت، بعضی از بچه
ها، کم کم شل شده بودند. یک روز آقا مهدی، بی خبر آمد سر صبحگاه. هرکس را که دیر
آمد، از صف جدا کرد و بعد از مراسم، دور اردوگاه کلاغ پر داد.

52) وقتی از
عملیات خبری نبود، می خواستی پیدایش کنی، باید جاهای دنج را می گشتی. پیدایش که می
کردی، می دیدی کتاب به دست نشسته، انگار توی این دنیا نیست. ده دقیقه وقت که پیدا
می کرد، می رفت سر وقت کتاب هایش. گاهی که کار فوری پیش می آمد، کتاب همان طور باز
می ماند تا برگردد.

53) جلسه که تمام شدف دیدیم، تا وضو بگیریم و برویم
حسینیه، نماز تمام شده است. اما مهدی از قبل فکرش را کرده بود. سپرده بود، یک
روحانی، از روحانی های لشکر، آمده بود همان جا؛ اذان که تمام شد، در همان اتاق جنگ
تکبیر نماز را گفتیم.


نویسنده فاطمه موسوی ساعت 16:54 تاریخ 29 آبان 1388
[نظرات 6] [ادامه مطلب]

سالروز شهادت ویک صد خاطره از شهید زین الدین بخش اول



زندگینامه

نام بلند مهدی زین‌الدین درسال 1338 در انبوه زمینیان
درخشید و هستی آسمانی‌اش در خاک تجلی یافت. او در خانواده‌ای مذهبی و متدین متولد
شد. با ورود به مدرسه و آغاز زندگی تازه، مهدی اوقا ت فراغتش را در کتاب‌فروشی پدر
می‌گذراند. مهدی در دوران تحصیلات متوسطه‌اش به لحاظ زمنیه‌هایی که داشت با مسائل
مذهبی و سیاسی آشنا شد. در مسیر مبارزات سیاسی علیه رژیم پهلوی به دلیل نپذیرفتن
شرکت اجباری در حزب رستاخیز از مدرسه اخرا ج شده بود، با تغییر رشته و علیرغم تنگنا
و فشار سیاسی تحصیل را ادامه داد و رتبه چهارم را درمیان پذیرفته‌شدگان دانشگاه
شیراز به دست آورد اما با تبعید پدر به سقز از ادامه تحصیل منصرف شد و به شکل
جدی‌تری فعالیت مبارزاتی را پی گرفت. پدر پس از زمانی کوتاه به اقلید فارس تبعید شد
و دور از خانواده مدتی را در آنجا گذراند. با شروع مبارزات مردمی در سال 56 پدر
مخفیانه به قم رفت و خانواده را نیز منتقل کرد. از آن پس مهدی به همراه پدر و جمعی
دیگر در ساماندهی و پیشبردن انقلاب در شهر قم تلاشهای بسیاری کردند. با به ثمر
رسیدن تلاشهای جمعی و پیروزی انقلاب، مهدی ابتدا به جهاد سازندگی و سپس با تشکیل
سپاه پا سداران به این نهاد پیوست و پس از مدتی به عنوان مسؤول اطلاعات و عملیات
سپاه پاسداران قم فعالیت‌های خود را ادامه داد. این مسؤلیت مقارن با توطئه‌های
پیچیده و پی‌در‌پی ضد انقلاب بود که او با توانایی، خلاقیت و مدیریت بالایی که داشت
به بهترین شکل ممکن آنها را از سر گذراند و این مر حله بحرانی فعالیت سیاسی را طی
کرد. هنوز نخستین شعله‌های جنگ تحمیلی بر افروخته نشده بود که آقا مهدی با طی دوره
آموزش کوتاه مدت نظامی همراه با یک گروه صد نفره عازم جبهه‌های نبرد شد و نخستین
تجربه رویارویی مستقیم با دشمن را پشت سر گذاشت. او در طول دوران حضورش مسئولیت
شناسایی یگانهای رزمی، مسئولیت اطلاعات و عملیات قرارگاه نصر، فرماندهی تیپ علی بن
ابیطالب (ع)،‌ فرماندهی لشگر خط شکن علی بن ابیطالب (ع) و فرماندهی لشگر 17 علی بن
ابیطالب (ع) را بر عهده گرفت. سردار سرلشگر مهدی زین‌الدین در آبان ماه سال 1363 در
حالی که به همراه برادرش مجید (مسئول اطلاعات و عملیات تیپ 2 لشگر علی بن ابیطالب)
برای شناسایی منطقه عملیاتی از باختران به سمت سردشت در حال حرکت بود، با ضد انقلاب
منطقه درگیر و پس از سالهای طولانی انتظار، کلید باغ شهادت را یافت و مشتاقانه به
سرزمین‌های ملکوتی آسمان هفتم بال گشود. یادش گرامی و راهش پر رهرو
باد.

__________________

کتاب زین الدین
1)    پسرک کیفش را انداخته روی دوشش. کفش ها را هم پایش
کرده. مادر دولا می شود که بند کفش را بندد. پاهای کوچک، یک قدم عقب می روند. انگشت
های کوچک گره شلی به بند ها می زنند و پسرک می دود از در بیرون.

2) توی ظل
گرمای تابستان، بچه های محل سه تا تیم شده اند. توی کوچه ی هجده متری. تیم مهدی یک
گل عقب است. عرق از سر و صورت بجه ها می ریزد. چیزی نمانده ببازند. اوت آخر است.
مادر می آید روی تراس «مهدی! آقا مهدی! برای ناهار نون نداریم ها برو از سرکوچه دو
تا نون بگیر.» توپ زیر پایش می ایستد. بچه ها منتظرند. توپ را می اندازد طرفشان و
می دود سر کوچه.

3) نماینده ی حزب رستاخیز می آید توی دبیرستان. با یک دفتر
بزرگ سیاه. همه ی بچه ها باید اسم بنویسند. چون و چرا هم ندارد. لیست را که می
گذارند جلوی مدیر، جای یک نفر خالی است؛ شاگرد اول مدرسه. اخراجش که می کنند، مجبور
می شود رشته اش را عوض کند. در خرم آباد، فقط همان دبیرستان رشته ی ریاضی داشت. رفت
تجربی.


نویسنده فاطمه موسوی ساعت 16:29 تاریخ 29 آبان 1388
[ادامه مطلب]

1 2 3 4 5 
درباره من
باکی از این نداریم که شهادت نصیب عزیزان ما شده است. این یک شیوه ی مرضیه ای است که در شیعه ی امیرالمؤمنین از اول پیدایش اسام تاکنون بوده .من در میان شما باشم یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش می کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد، نگذارید پیش کسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره خود به فراموشی سپرده شوند. امام خمینی قدس سره
موضوع بندی مطالب
پیوندهای روزانه
پیوندهای دوستانه
وبلاگهای نویسنده
وبلاگهای نویسنده
وبلاگهای دوستان
وبلاگهای دوستان
نشانه
خوراک خوان